دنیای اعتراضهای خاموش است دنیایی که زنان شوهردار برای تجربهی چند لحظه عشق واقعی به پسران جوان دل میسپارند و مردان سرخورده برای اثبات مردانگی کشف نشدهشان به دختران باکره.
رفتارت به زنهای ارقه میماند،
آنهایی که بیرونشان را رنگ «آدمهای سختی کشیده» زدهاند
تا ضعفهایشان را توجیه کنند، تا حرکتی در زندگی نکنند
هر روز بیشتر از پیش به این باور میرسم
آنهایی که بیرونشان را رنگ «آدمهای سختی کشیده» زدهاند
تا ضعفهایشان را توجیه کنند، تا حرکتی در زندگی نکنند
هر روز بیشتر از پیش به این باور میرسم
ترحم؟؟؟!!!
مشکلات دوستانت برای تو علامت سئوالی است،
که فقط به علامت سئوالهای ذهنت اضافه میشود
جالبه تو انتظار داری من مسیر زندگیم را برای تو تغییر دهم
اما تو حتی روند ساده زندگیت را بخاطر من اصلاح نکردی.
هر کجا نام ترحم آمده ثمرهاش آلودهگی و ناخالصی بوده است. به خصوص آن جا که پای عشق در ميان بوده باشد. عشق توام با ترحم نمیشايست که عشق نام بگيرد، عشق ناب سراپا بیرحمی است.
پ.ن: شاید غرورم رو شکونده باشی امّا هرگز نمیتونی شرافتم رو لکهدار کنی...
پ.ن: شاید غرورم رو شکونده باشی امّا هرگز نمیتونی شرافتم رو لکهدار کنی...
زنان هرگز دو مرد را از یاد نمیبرند. اوّلین مردی که عاشقاش شدند و نخستین مردی که در آغوشش خوابیدند.
نخستین عشق با افسوس، نفرت و اشک به یاد میآید و اوّلین عشقبازی با حسرت، لذت و لبخند.
پ.ن: و بیچاره زنی که اشک و لبخندش به یاد یک نفر باشد...
نخستین عشق با افسوس، نفرت و اشک به یاد میآید و اوّلین عشقبازی با حسرت، لذت و لبخند.
پ.ن: و بیچاره زنی که اشک و لبخندش به یاد یک نفر باشد...
دست می برم
به زیر شکمم
آنجا که هسته های استرویید
مرا فرا می خوانند به خارش
و غرق خارش هسته ها هستم
که یادم می افتد
تحریم های هسته ای
خارش را
خارم را
و خارت را
خواهند سپوخت
به زیر شکمم
آنجا که هسته های استرویید
مرا فرا می خوانند به خارش
و غرق خارش هسته ها هستم
که یادم می افتد
تحریم های هسته ای
خارش را
خارم را
و خارت را
خواهند سپوخت
اگه گفتید چرا در همهی ادیان الهی و مکتبهای فکری و ایدئولوژیک از خدا بهعنوان یک مرد نام برده شده؟
چون اگر خدا زن بود تا الان هزار بار بهش تجاوز کرده بودند...
چون اگر خدا زن بود تا الان هزار بار بهش تجاوز کرده بودند...
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
کاش یک دایناسور بزرگ صورتی بودم.
پ.ن: نوشتهی بالا را به سرندیپیتی عزیز و مهربان تقدیم میکنم.
پ.ن: نوشتهی بالا را به سرندیپیتی عزیز و مهربان تقدیم میکنم.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
دلم برای دلم میسوزد وقتی که تمام دلم را در آغوش دیگری میبینم.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
چرا خدا برای من این "س ر ن و ش ت" رو نوشت! پ.ن: دوست داشتن دلیل نمیخواهد امّا نفرت سرتاسر دلیل است.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
دست من خالی خالیست ، امّا من بزرگترین بلوف زندگیم را در قمار با شیطان زدهام، میخواهم همهی عشق را با همهی مکرش تاخت بزنم.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
آمار گرفتهاند که شانزده درصد مردم دنیا فقط خدا را قبول دارند و به هیچ دینی اعتقاد ندارند. نمیدانم مرا هم حساب کردهاند یا نه؟
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
زنها خیانت میکنند چون در آرزوی پیدا کردن مردی میسوزند.
پ.ن: گاهی مرد بودن آسانتر از نامرد بودن است.
پ.ن: گاهی مرد بودن آسانتر از نامرد بودن است.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
میپرسد به خدا اعتقاد داری؟
فکر ندارد، آری اعتقاد دارم. خدا هست اما ضعیفتر و بیتوجهتر از آنچه برایش تبلیغ میکنند.
فکر ندارد، آری اعتقاد دارم. خدا هست اما ضعیفتر و بیتوجهتر از آنچه برایش تبلیغ میکنند.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
مرد با افسوس میگوید: دیگر هیچ دختر پاک و نجیبی پیدا نمیشود، چطور ازدواج کنم؟
میگویم: نه اینکه از شما مردها نجابت و پاکی فوران میکند!
میگویم: نه اینکه از شما مردها نجابت و پاکی فوران میکند!
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
خدا را به بازی جدیدی دعوت کردهام.
من و خدا هر کداممان یک ورق سر داریم، او تمام قدرتش را در آس خشت گذاشته است و من تمام عشقم را در آس دل جمع کردهام.
این یک بازی مردانه بود، خدا با رو کردن سرباز گیشنیز نارو زد. امّا فکر تپانچهای که زیر لباسم پنهان است را نکرده بود.
دقیقهای بعد خدا خواهد مرد و از این بازی فقط یک آس پیک به جا خواهد ماند.
من و خدا هر کداممان یک ورق سر داریم، او تمام قدرتش را در آس خشت گذاشته است و من تمام عشقم را در آس دل جمع کردهام.
این یک بازی مردانه بود، خدا با رو کردن سرباز گیشنیز نارو زد. امّا فکر تپانچهای که زیر لباسم پنهان است را نکرده بود.
دقیقهای بعد خدا خواهد مرد و از این بازی فقط یک آس پیک به جا خواهد ماند.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
من بودم، او بود، خوشبخت در یک جزیرهی دور افتادهی متروک.
همه چیز عالی بود، قبل از آنکه قایقی بیاید...
همه چیز عالی بود، قبل از آنکه قایقی بیاید...
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
میگفتند شیطان بسیار زشت است، از خدا خواستم شیطان را نشانم دهد.
دیشب شیطان به خوابم آمد، بسیار زیبا بود، عاشقش شدم و به خدا خیانت کردم...
دیشب شیطان به خوابم آمد، بسیار زیبا بود، عاشقش شدم و به خدا خیانت کردم...
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
او خوابیده است و من آرام مینگرمش، نمیداند چه لذتی دارد نگاه کردنش در خواب. این لحظهها را میپرستم، آنقدر زیاد که گاه حتی نفس هم نمیکشم تا مبادا بیدارش کنم...
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
من همون هستم كه نشستم اون بالا بالاها و به همهی شما اون پائين میخندم * اشتباه نشه خدا نيستم، فقط يه غريبه هستم...
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
خیلی احمقانه است که در ایران، اهمیتی نداره چطور زندگی کنی بلکه مهّم اینه که چطور بمیری
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
هروقت دلش میگیره، صاف میاد سراغ من! یکی نیست بهش بگه، مگه این بیچاره چاه بازکن اداره فاضلابه؟
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
یکی از آن روزها که در آغوش او به اوج آسمانها رسیدم، فهمیدم چگونه یک انسان معمولی میتواند خدا شود.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
و من به خدایی وفادارم که مظهر بیوفایی به بندگانش است.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
و خدا فراموش کرد از روح خودش در زن بدمد، همین شد که زنان مهربانتر شدند.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
در دنیا مردمانی چنان گرسنه هستند که خدا را جز به شکل تکه نانی نمیبینند.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
حذف شد.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
من مشق عاشقی نمیدانستم، او رسم عاشق ماندن نمیدانست.
همین است که قصهی عشق ما خوابآور شد.
همین است که قصهی عشق ما خوابآور شد.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
شبها کابوس میبینم تا فرصتی برای دیدن رویای او نباشد
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
خدا کنه آدم جیش داشته باشه اما منتظر تلفن نباشه.
اونم تلفن پت.
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous
وقتی قرار هست آخرش همه کارها خراب بشه، چه فرقی میکنه کی پت باشه کی مت!
+
نوشته شده در ساعت توسط anonymous

